پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387
یه کمی عید دیدنی.....
سلام.....
2 روز پیش کلی جریانات بود خونمون.......
ما باهم رفتیم خونه مهندس انصاری نیا اینا.یه سری کارو بار داشت واسه کامپیوترهاش......انجام دادیم.....نهار خوردیم.....بعدشم رفتیم خونه خانم مهندس اینا....اونجا هم عید دیدنی هامونو کردیم و اومدیم.......بعدش وقتی که اومدیم خونمون دیدیم که دایی اینا با مامان بزرگ اینا و بابا بزگ اینا اومدن خونمون واسه عید دیدنی.....
بعدشم کلی جریانات اتفاق افتاد خونمون.....اهه...نمیگم که.....فکر کردین.....
فرداش هم قرار بود بریم 13 مون رو به در کنیم...... چیتگر.....محتمل بود که ما دوتا خودمون 13 رو به در کنیم.....نحسیش نگیرتمون......که نشد و با جمع رفتیم چیتگر.....آبجی اینا...فامیل شوهرش اینا......
فعلا....خیلی کار دارم....از نهاوند آپ کردم.......نمیتونم صغری کبری بچینم......یا علی.....
پست بعدی آخرین پست جریاناتمونه.....از دستش ندید........
امید
